آغاز نقد عقلای اصولگرای به دولت

محمدرضا باهنر گفت : این جمله را باید همه مسئولان و تصمیم‌سازان کشور ما از سرشان بیرون کنند که ما می‌توانیم یک سیم خاردار به دور خودمان بکشیم و بگوییم که آقا ما با هیچ جای دنیا کار نداریم. این نمی‌شود و امروز نمی‌توان اینگونه زندگی کرد.

قرن نو نوشت:محمدرضا باهنر گفت : این جمله را باید همه مسئولان و تصمیم‌سازان کشور ما از سرشان بیرون کنند که ما می‌توانیم یک سیم خاردار به دور خودمان بکشیم و بگوییم که آقا ما با هیچ جای دنیا کار نداریم. این نمی‌شود و امروز نمی‌توان اینگونه زندگی کرد.

 عقلای اصولگرا درحال خارج شدن از پستوی سکوت هستند، هم دولت را نقد می کنند هم نصیحت، هم انتظاراتشان از دولت را علنی می کنند هم از ایجاد انتظارات و توقعات بیجا از سوی دولتمردان گلایه می کنند.

توقعاتی که خطرساز می شوند

«درباره دولت سیزدهم توقع بی‌جا ایجاد نکنیم» این هشداری است که طی چندماه اخیر به زبان مختلف از سوی برخی بزرگان و عقلای نظام خاصه اصولگرایان معتدل مطرح شده است. توقعاتی که به نظر می رسد رفته رفته زیادتر می شود و ممکن است دولت رئیسی را در دست انداز بیندازد.

محمدرضا باهنر از جمله همان اصولگرایان میانه رو است که این روزها سکوت را شکسته و وارد گود شده است، مواضع باهنر طی چند هفته اخیر نشان می دهد که او از جایگاه دبیرکلی یکی از بزرگترین تشکیلات سیاسی اصولگرا و نزدیک به عقلای این جریان از توقعاتی که دولت و حامیانش در حال ایجاد کردن هستند نگران است. توقعاتی که بخشی از آنها در اظهارنظرهای پیش از انتخابات ایجاد شده بود برخی دیگر در همین مدت کوتاه عمر دولت در قالب سفرهای استانی یا اظهارنظر دولتمردان برای مردم ایجاد شده است.

این درحالیست که برخی چون باهنر معتقدند توقعات بی جا می تواند دامنگیر دولت شده و مخرب باشد. او تاکید می کند؛ «کسانی که به تبلیغات غلو شده درباره دولت سیزدهم دامن می‌زنند کار نادرستی می‌کنند چرا که ایجاد توقع بی‌جا مضر است؛ ما توقع نداریم همه‌چیز ناگهانی حل شود. ما توقع نداریم تا اسفند ۱۴۰۰ به نتیجه نهایی برسیم اما دوست داریم بشنویم که برخی مسائل در حال اصلاح است، این توقعی است که ما داریم.»

او در همین راستا هشدار می دهد که نباید به‌گونه‌ای رفتار کنند که مطالبات بیشتر شود و باید تلاش کنند که مطالبات مردم را تعدیل کرد.

باهنر از برخی ادعاهای اقتصادی از سوی دولتمردان و نمایندگان نیز گلایه دارد و می گوید؛« کسی می‌گوید می‌خواهیم در کشورمان سالی سه میلیون خودرو تولید کنیم و یک میلیون از آن را صادر کنیم. چه چیزی می‌خواهید صادر کنید؟ به چه مشتری می‌خواهید صادر کنید؟ با چه فناوری می‌خواهید صادر کنید؟ در کشور ما در حال حاضر قیمت پراید که نمی‌خواهم روی کیفیت آن قیمتی بگذارم با دلار ۳۰ هزار تومانی، ۵ هزار دلار است؛ با ۵ هزار دلار در کشورهای همسایه بهترین ماشین را به ما می‌دهند، ما می‌خواهیم پراید را صادر کنیم چه کسی بخرد؟»

او می گوید؛« بارها گفته‌ام، هر بنگاه اقتصادی، چه خدماتی، چه تولید کشاورزی، چه تولید صنعت باشد، اولین شرطِ راه افتادن و استقرار کار بنگاه این است که باید کالایش مشتری داشته باشد، اگر مشتری نداشته باشد یا کالاهای دیگر در رقابت این کالا را سرکوب کنند این بنگاه، تعطیل باشد خیلی بهتر است.»

سفرهای استانی خوب یا بد؟

سفرهای استانی و وعده وعیدهایی که در قالب این سفرها به مردم می شود نیز از دیگر محورهای مورد نقد عقلای اصولگر است. این طیف از اصولگرایان معتقدند سفرهای استانی بر روی رشد سرمایه انسانی تاثیر دارد اما باید وعده‌ها محقق شود و بسیاری از مشکلات نیز از این مسیرها قابل حل شدن نیست.

آنچنان که باهنر می گوید؛« رئیس‌جمهور به منطقه‌ای می‌رود که کارخانه‌ای تعطیل شده و کارگرانش بیکار شده‌اند، می‌گوید این کارخانه باید راه بیفتد، اما بحث این است که کارخانه‌ای می‌تواند راه بیفتد که محصولش بهتر، ارزان‌تر و سریع‌تر دربیاید.»

تکلیف FATF و برجام را مشخص کنید

اما فارغ از ایجاد توقعات از سوی دولتی ها که نگرانی بزرگان را به همراه داشته برخی تصمیمات و نگاه های سیاسی و دیپلماتیک دولت هم ایجاد نگرانی کرده است. خاصه آن خط مشی هایی که مستقیما با معیشت و اقتصاد مردم سروکار دارد.

«این جمله را باید همه مسئولان و تصمیم‌سازان کشور ما از سرشان بیرون کنند که ما می‌توانیم یک سیم خاردار به دور خودمان بکشیم و بگوییم که آقا ما با هیچ جای دنیا کار نداریم. این نمی‌شود و امروز نمی‌توان اینگونه زندگی کرد. ما که هیچ، آمریکای قدر قدرت هم نمی‌تواند اینگونه زندگی کند و بسیاری از نیازهای خود را از واردات تأمین ‌کند.»

این نصیحت هشدارگونه از زبان باهنر تا حد زیادی نیز نگاه عقلای اصولگرا به مشی دیپلماتیک دولت را روشن کرده است، آنهم درست در روزهایی که از یک سو مذاکرات در جریان است و چشم ها به عملکرد تیم جدید مذاکره کننده دوخته شده است و از سوی دیگر لوایح FATF نیز همچنان بلاتکلیف است و با وجود مشکلاتی که در مراودات بانکی و تعاملات تجاری کشور و به تبع آن در معیشت مردم ایجاد کرده اما برخی دولتمردان رسما از عدم نیاز دولت به پیوستن به این لوایح سخن می گویند.

این طیف از اصولگرایان معتقدند که در چارچوب مصالح و منافع نظام باید سریعتر تکلیف مذاکرات و این لوایح روشن شود و نباید گذر زمان مشمول آن شود، چرا که فشار اقتصادی ناشی از بلاتکلیف ماندن این دو پرونده ممکن است بیش از پیش به نارضایتی عمومی انجامیده و حتی زمینه ساز اعتراضات مردمی دیگر شود.

باید دید دولت رئیسی که در چینش عقلا و میانه روهای اصولگرا را کنار زد و اختیار را به طیف جدید نواصولگرایان مدعی انقلابی بودن داد چقدر قرار است از این نصحیت ها و هشدارها بهره بگیرد.