اندیشکده آمریکایی: گزینه نظامی اسرائیل علیه ایران نباید روی میز آمریکا باشد

همزمان با غُر و لُندهای طرف اسراییلی در این باره که باور ندارد گفته های دولت بایدن درباره "دیگر گزینه ها" یا "دیگر مسیرها" چندان جدی باشد، مقام های آمریکایی علامت می دهند که حمله اسراییل به قلمرو و تاسیسات ایران را بعنوان "دفاع از خود" تلقی می کنند. این خطرناک است و آمریکا را در موقعیت ترسناک حمایت از حمله ای توسط اسراییل قرار می دهد که قادر به کنترل آن نیست.

دنیل لاریسون سردبیر اسبق آمریکن کانسروتیو در تحلیلی برای ریسپانسیبل استیت کرفت نوشت: به نظر رسید که وزیر خارجه آمریکا، پشت حرفهای یاییر لاپید درباره توسل به زور علیه ایران در آمد. آیا دیپلماسی مرده است؟ آنچه وزرای خارجه اسراییل و آمریکا، در پس زمینه مصاحبه شان درباره برنامه هسته ای ایران به آن اشاره کردند، حمایت از یک حمله غیرقانونی و تحریک نشده علیه ایران است به بهانه “جلوگیری” از دستیابی ایران به سلاح هسته ای که ایران البته در پی آن نیست. این شاخصی است که دیپلماسی آمریکا در شش ماه گذشته، تا چه اندازه ناکارآمد بوده تا جایی که مقام های رسمی دولت آمریکا اکنون از “گزینه هایی” سخن می گویند که پیش از این شکست خورده و هرگز نباید دوباره آزموده شوند.

هرچند بلینکن می گوید که “دیپلماسی هنوز هم موثرترین روش برای حفظ چارچوب صلح آمیز برنامه هسته ای ایران است” اما کارنامه دیپلماسی آمریکا تا به امروز، دلسرد کننده است. دولت بایدن با تعامل کُند خود، بدون تمایلی به کوچکترین ژست حسن نیت و پرهیز از ابتکار عمل در بازپیوستن به برجام، به ایران هیچ انگیزه ملموسی برای آغازِ روند بازگشت به پایبندی کامل نداده است.

دولت تازه رییسی در تهران هم با تاکتیک های تاخیری خود در این چندماه واکنش نشان داده است. هرچند که گفتگوهای هسته ای تا به اینجا، نومیدکننده بوده اما هیچ جایگزین واقع بینانه ای برای بازگرداندن چارچوبی به برنامه هسته ای ایران وجود ندارد مگر استمرار گفتگوها برای رسیدن به یک نتیجه موفق. این واقعیت که دولت بایدن در این چندماه، به درهای خروجی چشم دوخته، هیچ کمکی به مسئله نکرده است.

همزمان با غُر و لُندهای طرف اسراییلی در این باره که باور ندارد گفته های دولت بایدن درباره “دیگر گزینه ها” یا “دیگر مسیرها” چندان جدی باشد، مقام های آمریکایی علامت می دهند که حمله اسراییل به قلمرو و تاسیسات ایران را بعنوان “دفاع از خود” تلقی می کنند. این خطرناک است و آمریکا را در موقعیت ترسناک حمایت از حمله ای توسط اسراییل قرار می دهد که قادر به کنترل آن نیست. حتی اگر این حرف برای آرام کردن تندروهای (آمریکا) گفته شده باشد، بازهم آمریکا را در کنار هر اقدامی قرار می دهد که دولت اسراییل تصمیم به انجام آن بگیرد. وقتی رهبری سیاسی اسراییل، مدام از اقدام نظامی سخن می گوید، این غیرمسوولانه است که آمریکا به آنها چراغ سبز نشان دهد.

مهم است دریابیم که هیچ جنبه “دفاعی ای” در اقدامات خرابکارانه گذشته اسراییل علیه تاسیسات ایران و ترور دانشمندانش وجود نداشته است و یک حمله مستقیم نظامی به قلمروی ایران هم هیچ جنبه “دفاعی ای” ندارد. حق دفاع به معنی مجوز آغاز خصومت علیه یک کشور دیگر نیست آنهم به این بهانه که شاید این کشور در آینده خطری داشته باشد. هنگامی که آمریکا به عراق حمله کرد، “دفاع از خود” نبود و فروریختن بمب بر سر ایران هم “دفاع از خود” نیست… حتی اگر ایران در پی دستیابی به بمب هسته ای هم بود، مجوزی را برای یک دولت دیگر برای حمله به قلمروی آن کشور فراهم نمی کرد. حال که هیچ شواهدی هم در این زمینه در دست نیست، هر حمله ای به تاسیسات هسته ای آنها، یک تجاوز جنایتکارانه است. در آنصورت، این بزرگترین انگیزه را در اختیار ایران قرار میدهد تا ابزار بازدارنده خود را بسازد.

 فشار حداکثری شکست خورده و خرابکاری های پنهان هم تنها ایران را تحریک کرد تا اورانیوم را با سطح بالاتری غنی سازی کند و اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی سازمان بین المللی انرژی هسته ای را هم خاتمه دهد. 

 سازش دیپلماتیک با ایران، تنها راهی بود که شش سال پیش، مشکل هسته ای را حل و فصل کرد و اکنون هم تنها مسیر برای احیای برجام است. “دیگر گزینه ها” یی که لاپید و بلینکن به آن اشاره می کنند، به ناکامی بیشتر و احتمالا یک جنگ تازه  می انجامد. این خطای بلینکن است که می گوید دیپلماسی “موثرترین” راه جلوگیری از دستیابی تهران به بمب هسته ای است. باید بفهمیم که این “تنها راه” است.