بافت فرسوده یا بافت طلایی شهر

سال هاست در کشور تعدادی مهندس معمار دور هم‌ جمع شده و تعاریفی از خود برای تقسیم بندی شهر و شهرهای کشور ترسیم نموده اند.
فریبرز ناطقی الهی

متاسفانه هیچ موقع هیچ شخصی بدلایل بی حوصلگی یا بی تفاوتی، این تعاریف غیر علمی و غیر منطقی را مورد سوال و چالش قرار نداد. در صورتی که برخی از این تعاریف و تقسیم بندی های غیر اصولی این عزیزان، بار بسیار سنگینی بر شهر، محیط شهری و درامدهای شهری گذاشته و کماکان می گذارد حتی خارج از حد تصور.

بر اساس تعاریف رایج: بافت فرسوده به بلوک هایی اطلاق می‌شود که هر سه شرط ذیل را دارا باشند:

الف) ناپایداری: ۵۰٪ از بناهای موجود در بلوک ناپایدار بوده و از استحکام لازم برخوردار نباشند.

ب) نفوذ ناپذیری: حداقل ۵۰٪ معابر بلوک دارای عرض کمتر از ۶ متر باشد‪.

پ) ریزدانگی: حداقل ۵۰٪ عرصه ساختمان‌ها در آن بلوک شهری مساحتی کمتر از ۲۰۰ مترمربع داشته باشند

بافت‌های فرسوده به سه دسته زیر تقسیم می‌شود:

الف – بافت‌های دارای میراث فرهنگی

ب – بافت‌های شهری (فاقد میراث فرهنگی)

ج – بافت‌های حاشیه‌ای (سکونتگاه‌های غیررسمی)

که سه نوع مداخله در انها پیشنهاد شده است: بهسازی، نوسازی و بازسازی که برای سود جو ها برخی از بندها خیلی راحت در وادی فلسفی قابل تغییر است؟

همانگونه که ملاحظه می شود هر سه بند کیفی بوده و دارای هیچ پشتوانه علمی یا کمی نمی باشد. چرا ۵۰٪ ، چرا ۶ متر،  چرا ۲۰۰ متر آیا حقیقتا با این تعاریف می شود یک شهر و آینده انرا سامان داد ؟ با این تعاریف بیش از ۶۰ درصد پکن یا کوالالامپور بدلیل بند الف، ۷۰ درصد منطقه مرکزی پاریس و تایوان بدلیل بند ب و بیشتر شهرهای دنیا بدلیل بند پ  که دارای این مناطق می باشند که هر سه بند ‌را ارضا و لذا بافت فرسوده قلمداد خواهد شد ! عقل و انصاف هم چیز خوبی است ! آنچه ما در دنیا دیدیم این بود که شهر ها و شهرداری ها آرزو می کنند ای کاش بافتی تحت عنوان بافت قدیمی در شهرشان داشته باشند یا اگر نبود با تقلب چیزی تحت آن عنوان دست و پا نمایند.

در این خصوص کتابها نوشته اند و باز می شود کتابها نوشت ولیکن قصد نگارنده بیان این مطلب است که بجای برنامه های تغییر بافت و … فکری برای احیای این مناطق البته آن قسمتهایی که توانایی مقاوم سازی محدود برای بهره برداری بعنوان سرمایه شهری برای جلب توریست دارند مورد استفاده قرار بگیرد. تمام فعالیت های گردشگری شهر های جهان در روز و شب در قسمت شهر های قدیمی آنها متمرکز است نباشد این بافت های طلایی با بناهای بتنی و فولادی زشت تهران را به یک شهر بتنی یا فولادی بی روح تبدیل نماید. امیدوارم آقای شهردار جدید بعد از خواندن این یادداشت نا قابل کمی در نظرات رادیکال خود تامل بفرمایند، شهر متعلق به شهروندان است و مسولین شهری فقط اجرا کننده طرح ها و تصمیمات لازم و مفید و مورد تایید شهروندان برای شهروندان آن شهر ها هستند.

چند جمله هم در خصوص سه بند فوق:

۱- پایداری نسبی است، می شود بنا های قدیمی را با مقداری سرمایه گذاری به حداقل ایمنی برای استفاده محدود مقاوم سازی کرد، این را یک نفر که سی سال از زلزله تهران صحبت می کند می گوید، اینجا و این مرقومه جای بحث آن نیست ولی باور شود که می شود.

۲- نفوذ پذیری موضوع بسیار مهمی در مدیریت بحران است ولی عرض ۶ متر یا کمتر هم جذابیت خاص خود را دارد، بعد از پایدار سازی دیوار ها (بند الف) و ایجاد اقل خود امدادی در این بافت ها مشکل قابل حل خواهد بود مجدادا این حرف توسط فردی زده می شود که اولین کتاب مدیریت بحران زلزله را در تاریخ کشور نوشته است پس قابل حل است لذا ان شا الله انجام شود.

۳- ریزدانگی، اگر بنا های قابلی باشند بهترین ترکیب مغازه ها، رستورانهای کوچک و خودمانی، قهوه خانه های سنتی، و … را فراهم می سازد حتی می شود در صورت نیاز با اصلاحاتی آنها را بزرگتر و ادغام نمود و بر جذابیت آنها افزود.

اگر صدها مقاله نگارنده ناچیز را در خصوص آسیب پذیری شهرهای کشور در مقابل زلزله و حوادث مختلف را مطالعه فرموده باشید می دانید قصدم فقط این است که عرض کنم که با موضوع اشنا هستم و به مسایل و مشکلات این بافت ها کاملا اشراف دارم کمی نزدیک به سی سال، لذا از اینرو است که بسیار نگران از دست دادن تهران قدیم برای آیندگان هستم.

* استاد نمونه کشور در مهندسی سازه، زلزله و مدیریت بحران و بنیانگذار مقاوم سازی و مدیریت بحران در ایران