حال استقلال خوب نیست

ستار همدانی می‌گوید:«در این سال‌ها هر مدیری که به استقلال آمده در خور نام این باشگاه نبوده است.»

رضا پورعالی: از دست رفتن یک جام دیگر درست در یک قدمی آن. سناریویی تلخ و تکراری. استقلال فصل گذشته فینال جام‌حذفی را به تراکتور واگذار کرد و امسال هم در فینال مغلوب فولاد شد. حالا هوادار حق دارد به شدیدترین لحن، از شرایط موجود گلایه کند. حق دارد مدیریت را به گوشه رینگ ببرد و حق دارد از وزارت ورزش و جوانان این مطالبه را داشته باشد که چرا با انتخاب‌های نادرست، بستری فراهم کرده تا تیم محبوبش حتی یک روز هم روی آرامش به خود نبیند. استقلال یک فصل دیگر را هم بدون جام به پایان برد تا آتش اختلافات در این باشگاه بار دیگر زبانه بکشد. چرا استقلال به این روز افتاده و چه دلایلی باعث شده هواداران پرشور آبی، اینچنین عصبانی باشند از شرایط باشگاه؟ آیا می‌تواند به آینده این تیم امیدوار بود؟ ستار همدانی پیشکسوت باشگاه استقلال در گفت‌وگو با جام‌جم به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد.

 یک جام دیگر هم برای استقلال از دست رفت.
بله! به فولادی‌ها تبریک می‌گویم. آنچه در فینال جام‌حذفی رقم خورد تفاوت ثبات مدیریت در یک باشگاه و عدم ثبات در باشگاه دیگر است. وقتی مدیریت ثبات و زمان نداشته باشد، نه می‌تواند هدفگذاری کند، نه می‌تواند استراتژی تعریف کند و نه نمی‌تواند برنامه‌هایش را پیاده‌سازی کند. این یکی از بزرگترین مشکلاتی است که استقلال در سال‌های اخیر دارد. ما در همین ۴-۳ سال اخیر نزدیک به ۱۰ مدیرعامل در استقلال داشتیم‌، درحالی که در ۱۵ سال قبل استقلال فقط ۳ یا ۴ مدیرعامل عوض کرد. در واقع اگر آن زمان موفقیتی هم به دست می‌آمد به دلیل همین ثبات مدیریت بود. حال استقلال اصلا خوب نیست.

به عنوان یک پیشکسوت باشگاه، چقدر وزیر ورزش را مقصر ناکامی‌های استقلال می‌دانید؟
نمی‌خواهم بگویم وزیر پرسپولیسی است اما به هر حال آقای وزیر با تصمیماتی که گرفت و با انتخاب‌های بدی که برای مدیریت استقلال داشت، یکی از مسببان اصلی شرایط بحرانی این روزهای استقلال است. هواداران فوتبال آدم‌های فهیمی هستند. آنها از ما جلوتر هستند و دائم می‌پرسند چرا شایسته‌سالاری صورت نمی‌گیرد و چرا ما بر اساس تخصص، توانمندی و ظرفیتی که دارند آنها را انتخاب نمی‌کنیم؟ چرا مدیری برنامه محور نمی‌آید؟ متاسفانه در این سال‌ها هر که آمده در خور نام استقلال نبوده است. در واقع این مدیران چیزی به استقلال اضافه نکردند و بعد از مدتی با کلی شهرت از باشگاه جدا شدند.

پس شما سلطانی‌فر را مقر اصلی این ناکامی‌ها می‌دانید.
در میان این ۱۰ مدیر و ده‌ها عضو هیات مدیره، هرچقدر هم که مثبت نگاه کنیم شاید انتخاب یک یا دو یا نهایتا سه نفر سهوی بوده، اما وقتی اکثر مدیرانی که برای استقلال انتخاب می‌شوند ضعیف هستند این دیگر سهوی نیست. وزیر هر آنچه که تصمیم گرفته و هر که را به عنوان مدیر برای استقلال انتخاب کرده در همه ناکام بوده‌ است. وجود مشکلات بسیار بین مدیرعامل و اعضای هیات مدیره یا اختلاف بین اعضای هیات مدیره، حالا دیگر برای هوادار استقلال عادی شده است. انگار در این باشگاه هیچ کسی با دیگری همدل نیست و همه دنبال درست کردن حاشیه هستند. ‌شما از زمان آقای شفر نگاه کنید. عجیب نیست که مدیران عامل همواره با مربیان مشکل داشتند؟ با وینفرد شفر، با آندره‌آ استراماچونی، با محمود فکری و با فرهاد مجیدی در دو مقطع. چطور می‌شود در ساختاری که اعضای مجمع، هیات مدیره را انتخاب می‌کنند و اعضای هیات مدیره هم به مدیرعامل رای می‌دهند شاهد این همه اختلاف‌نظر باشیم؟ البته در این میان بودند آدم‌هایی که با عشق آمدند و کمک کردند، اما مردم و این هوادار دلسوخته، فرق خادم و خائن را به خوبی می‌شناسد.

شما پیشکسوتان که بیرون گود هستید چرا در این سال‌ها خودتان روی یک  به اجماع نرسیدید؟
حق با شماست. ما در این یک مورد مشکل داشتیم و دلیلش هم این است که متاسفانه آن اتحاد، همبستگی و وفاق لازم در بین پیشکسوتان باشگاه هرگز وجود نداشته است. شک نکنید کسانی که بهتر از این مدیران باشند، هستند اما ما پیشکسوتان هم هرگز نتوانستیم با هم یکصدا شویم.

دولت در حال پوست‌اندازی است. آیا می‌توان به آینده استقلال در فصل جدید امیدوار بود؟
مدیریت، مشکل کل کشور است و در همه جا به لحاظ مدیریتی مشکلاتی وجود دارد. حتی در سطح وزیران. اما چون ورزش و به خصوص فوتبال زیر ذره‌بین است این مشکلات بیشتر انعکاس داده می‌شود. من به شخصه با وجود تغییر دولت یک مقدار سخت می‌بینم که مشکل مدیریتی استقلال به همین سادگی حل شود. مشکلی که طی ۸-۷ سال و حتی بیشتر ایجاد شده، قطعا یک شبه یا ظرف یک ماه یا دو ماه برطرف نخواهد شد و باید چند سالی کار کرد تا استقلال بواسطه ثبات مدیریت طعم آرامش را بچشد.