چرا ائتلاف تازه در آلمان نشانه خوبی برای ایران نیست؟

هر کس امید به سیاست خلاق تازه ای داشت که همه بازیگران بد در بحران کنونی خاورمیانه را در نظر بگیرد، با این ائتلاف دلسرد شده است.

هر کس امید به سیاست خلاق تازه ای داشت که همه بازیگران بد در بحران کنونی خاورمیانه را در نظر بگیرد، با این ائتلاف دلسرد شده است.

به گزارش خبرآنلاین، الدار مامدوف، مشاور سیاسی سوسیال دموکرات ها در کمیته امور خارجی پارلمان اروپا در مقاله ای برای ریسپانسیبل استیت کرفت، وابسته به اندیشکده کوئینسی نوشت: هر کس امید به سیاست خلاق تازه ای داشت که همه بازیگران بد در بحران کنونی خاورمیانه را در نظر بگیرد، با این ائتلاف دلسرد شده است.

اگر طرفداران تعامل با ایران در امریکا هم امید داشتند که متحدان اروپایی، دولت بایدن را ترغیب کنند که گام های جدی تری در این مسیر بردارد، نومید شده اند. در ۲۴ نوامبر، سه حزب سیاسی پیروز در انتخابات اخیر آلمان، یعنی سوسیال دمکرات ها، سبزها و دمکرات های آزاد راست میانه (لیبرال ها)، بر سر تشکیل دولت به توافق رسیدند.

در آلمان، توافق های تشکیل دولت ائتلافی اسنادی بسیار مشروح و جدی هستند که جزییات تعهدات دولت ائتلافی را بازتاب می دهند نه اینکه تنها به بیان مبهم نگرش آن بسنده شود. در این متن ۱۷۷ صفحه ای، بخش مهمی هم به سیاست خارجی آلمان اختصاص دارد که تنها چند سطر آن به ایران پرداخته و محتوی آن برای کسانی که انتظار خلاقیتی در سیاست آلمان و به پیروی از آن در سیاست اروپا در قبال ایران و خاورمیانه را داشتند، دلسرد کننده است.

این ائتلاف خواهان از سرگیری گفتگوهای برجامی است اما همه سرزنش را متوجه ایران کرده بر الزام این کشور به تسهیل کامل کار بازرسی ها تاکید می گذارد به رغم این واقعیت که این آمریکا بود که از برجام خارج شد و تحریم ها علیه ایران را بازگرداند تا این کشور را به زانو در آورد. حتی پس از خروج آمریکا هم ایران تا هیجده ماه، به تعهدات برجامی اش پایبند ماند به این امید که سه کشور اروپایی امضاکننده برجام و از جمله آلمان، از این توافق در برابر تحریم های یکجانبه آمریکا حمایت خواهند کرد و حداقلی از گشایش اقتصادی وعده داده شده در برجام را برای ایران فراهم آورند. این هر سه کشور، در این زمینه شکست خوردند.

اکنون، ضروری بود که رهبری تازه برلین برای حفظ اعتبار خودش، از واشنگتن بخواهد که تحریم های اقتصادی ترامپ را بعنوان یک شرط الزامی غیرقابل جایگزین برای نجات برجام، لغو کند همانطور که به درستی خواهان پایبندی تهران به مفاد برجام شده است.

اما توافقنامه دولت ائتلافی تازه در آلمان، به جای آن، ایران را مسوول همه بدکاری های منطقه معرفی می کند: سیاست های تهاجمی منطقه ای، تهدید علیه موجودیت اسراییل، نقض حقوق بشر و حمایت از فعالیت های تروریستی.

البته برخی از این انتقادها وارد است: تهدیدهای ایران علیه موجودیت اسراییل، برای جهان پذیرفتنی نیست و تنها به مانعی برای پیشبرد منافع ملی ایران تبدیل شده است. تا آن زمان که تهران از این شعارها دست بر ندارد، قادر به عادی سازی روابطش با آمریکا و نیز با آلمان و دیگر کشورهای اروپایی نخواهد بود. همچنین وضعیت حقوق بشر در ایران، حقیقتا خراب است.

با اینحال، آنچه اعتبار این سند را مخدوش می کند، غفلت آن از اشاره به دیگر بازیگران خاورمیانه است که کارنامه ای به همان اندازه منفی در سیاست های منطقه ای و حقوق بشری دارند. به جای آن، این سند بر تعهد آلمان به کار با “شرکای آلمان در خلیج(فارس)” تاکید می گذارد تا تدابیر اعتماد ساز را به پیش ببرند. هرچند این یک هدف ستایش برانگیز است اما مقابل کردنِ رویکرد منفی ایران با تعهد آلمان به “شرکای” نامشخصی در منطقه، بیشتر به سیاست بازدارندگی ایران شباهت دارد تا هرگونه علاقه ای به پیشبرد تلاش های تنش زدایی در منطقه.

این یک سو نگری، در اشاره کوتاه سند ائتلاف به بحران یمن، از همه جا عریان تر است. هرچند ائتلاف تازه آلمان، خود را متعهد به کمک برای پایان دادن به “فاجعه انسانی” در یمن می داند اما هیچ اشاره ای نمی کند که کل این فاجعه، دست ساز بشر است و نه یک فاجعه طبیعی.

در این سند، به وضعیت حقوق بشر و سرکوب داخلی در عربستان، امارات، مصر، بحرین، مراکش، آذربایجان و دیگر کشورهای خودکامه دوست غرب هم کمترین اشاره ای نمی بینیم. کل بخش خاورمیانه این سند، نشان از نگرش تندروانه و شدیدا غیراروپایی دولت تازه آلمان نسبت به ایران دارد که این کشور را تنها بازیگرِ بد منطقه معرفی می کند.

البته واقعیت این است که نقطه عزیمت روابط برلین با ایران، با نقطه عزیمت واشنگتن یکسان نیست. روابط سیاسی ادامه خواهد یافت حتی اگر انتقادات آلمان از جنبه های مختلف سیاست های ایران، با صدای بلندتری بیان شود. در انتهای داستان، شاید تداوم رویکرد آلمان در برابر ایران، فراتر از تصویری باشد که در سند ائتلاف آمده است.

اما تنها، ادامه رویکرد کنونی کفایت نمی کند. تا به اینجا، آلمان در خاورمیانه و بویژه در رابطه با ایران نتوانسته آن وزن اقتصادی اش را با تعامل دیپلماتیک خلاقتر و جسورتری همراه سازد. به هرحال، سیاست خارجی دولت تازه آلمان را باید بیشتر با عملش و نه با حرفهایش محک زد هرچند بیانیه ائتلاف، یک نقطه شروع ضعیف در این مسیر است.