چگونه بایدن یک راه مسئولانه برای احیای برجام را رد کرد؟

به نظر می رسد بن بست کنونی در توافق هسته ای بین ایران و آمریکا صرفا به دلیل آن است که بایدن، از قبول این تعهد پرهیز کرده که در بقیه دوران ریاست جمهوری اش، تحریم ها علیه ایران را باز نگرداند؛ حتی در صورتی که ایران به توافق هسته ای پایبند بماند.

به نظر می رسد بن بست کنونی در توافق هسته ای بین ایران و آمریکا صرفا به دلیل آن است که بایدن، از قبول این تعهد پرهیز کرده که در بقیه دوران ریاست جمهوری اش، تحریم ها علیه ایران را باز نگرداند؛ حتی در صورتی که ایران به توافق هسته ای پایبند بماند.

تریتا پارسی عضو اندیشکده کوئینسی در تحلیلی با عنوان “چگونه بایدن یک راه مسئولانه برای احیای برجام را رد کرد” برای ریسپانسیبل استیت کرفت نوشت:این گمانه زنی وجود داشت که دولت ابراهیم رییسی، به خاطر بی اعتمادی عمیق، دلگرمی به چین و اطمینان به اینکه می تواند تحریم های آمریکا را دور بزند، تمایلی به احیای توافق هسته ای ندارد و راهی برای واشنگتن نمانده جز اینکه علنا به فشار بیشتر و توسل به یک طرح B ناشناخته تهدید کند.

اما اطلاعات تازه ای که به دست وبسایت “ریسپانسیبل استیتکرافت” وابسته به اندیشکده کوئینسی رسیده نشان می دهد که این بن بست، به دلیل احساس امنیت ایران در برابر فشار نیست بلکه عمدتا به این دلیل است که بایدن، از قبول این تعهد پرهیز کرده که در بقیه دوران ریاست جمهوری اش، تحریم ها علیه ایران را باز نگرداند حتی اگر ایران به توافق هسته ای پایبند بماند.

به گفته دیپلمات های غربی و ایرانی درگیر گفتگوها، ایران در گفتگوهای ماه مه، درخواست خود برای تعهد آمریکا به عدم خروج دوباره از توافق هسته ای را، ملایم تر کرده و خواهان یک تعهد از دولت بایدن شده بود که در باقیمانده دوره ریاست جمهوری خودش، در برجام بماند. به گفته این دیپلمات ها، تیم بایدن این پیشنهاد را به واشنگتن برد اما آنچه موجب شگفتی تهران و دیگران شد، اینکه کاخ سفید با اشاره به موانع قانونی، حاضر به پذیرش چنین تعهدی هم نشد و به جای آن پیشنهاد تغییراتی را در متن مورد گفتگو داد که هیچ تعهد قانونی ای را در بر نمی گرفت.

این پاسخ آمریکا، موجب شد که درست در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایران در ماه ژوئن گذشته، به تردید و اختلاف نظر در تهران دامن زده شود و راه برای بن بست کنونی هموار گردد. دیپلمات های اروپایی و ایرانی می گویند که این نکته، هنوز محور اصلی مورد تاکید طرف ایرانی است و در گفتگوهای چهار ساعته هفته گذشته انریکه مورا در تهران هم مقام ایرانی دست کم پنج بار این موضوع را پیش کشید، هرچند محتاطانه از بکار بردن لفظ “تضمین” پرهیز کرد. علی باقری کنی هم تاکید کرد که تهران موضع خود را تغییر داده و یک تعهد سه یا چهارساله توسط آمریکا را کافی نمی داند.

دیپلمات های اتحادیه اروپایی، می پذیرند که این واقعیت که آمریکا به این آسانی می تواند از توافق خارج شود، “یک نگرانی جدی و مشروع” است. تهران هراس دارد که غیرقابل اتکا بودن تعهد آمریکا به برجام، ایران را در موقعیت بسیار آسیب پذیری قرار دهد. تهران با پایبندی دوباره به برجام، بیشتر اهرم هسته ای خود را از دست می دهد و با اینحال، گشایش تحریم ها به منافع اقتصادی معنی داری برای ایران نمی انجامد مگر آنکه شرکت های غربی احساس اطمینان کنند که واشنگتن وفاداری درازمدتی به این توافق دارد که البته چنین اطمینانی وجود ندارد. این موجب می شود که ایران، اهرم های خود را در قبال هیچ، از دست بدهد بویژه اگر واشنگتن دوباره از توافق خارج شود.

از این گذشته، عدم اطمینان به گشایش در تحریم ها، مشکلاتی در زمینه مدیریت انتظارات را در تهران بوجود می آورد. با رفع تحریم ها، افکار عمومی انتظار افزایش رشد کشور برای آینده ای روشن تر را خواهند داشت و اگر رفع تحریم ها نتواند به این انتظارات پاسخ دهد، یا بدتر از آن، آمریکا دوباره تحریم ها را تحمیل کند، اقتصاد ایران با ضربه سنگینی روبرو می شود و دولت مجبور به توسل به ابزارهای سرکوب برای کنترل نارضایتی ها خواهد شد.

تصمیم بایدن موجب شده که هم مقام های اروپایی و هم ایران، به این بدگمانی برسند که آمریکا می خواهد از تهدید همیشگی تحمیل دوباره تحریم ها، یا تحمیل عملی آنها، بعنوان اهرمی برای دستیابی به یک توافق طولانی تر استفاده کند، یعنی درسی از کتابچه راهنمای ترامپ بیاموزد و خواستار امتیازات بیشتری از ایران شود. مقام های رسمی اتحادیه اروپایی، بر این گمانند که تعهد آمریکا به احترام به شروط برجام، دولت بایدن را از اهرم خود پس از احیای این توافق، محروم می سازد.

شرایط کنونی- یعنی وجود تحریم ها و در عین حال امکان فروش نفت ایران به چین- در صورتی پابرجا می ماند که احساس شود گفتگوها در حرکت است. به همین دلیل، این گفتگوها احتمالا در ماه نوامبر آغاز می شود و تهران تلاش خواهد کرد سیر پیشرفت آن را کُند نگه دارد- به آن اندازه کُند که از پذیرش برجام شانه خالی کند اما به آن اندازه سریع که دیپلماسی هم زنده بماند. اشتباه محاسبه بزرگ تهران هم همینجاست. وضعیت کنونی، نمی تواند برای مدتی طولانی پابرجا بماند. اگر پیشرفتی واقعی در کار نباشد، دولت بایدن سرانجام تسلیم فشارهای اسراییل، امارات و دمکرات های تندروی کنگره خواهد شد. از سوی دیگر واشنگتن هم اگر بر این گمان باشد که فشار بیشتر و تهدید نظامی می تواند بن بست کنونی را بشکند، دچار اشتباه است.

با اینحال، این راهی است که شاید هر دو طرف، پای در آن گذارند چرا که تهران با این تصور که برجام به هر حال فرو می ریزد، ممکن است ترجیح دهد که برجام در حالی ناکار شود که آمریکا بیرون از توافق، و نه درون آن، است. شاید دولت بایدن هم متقابلا به همین نتیجه رسیده باشد… در واقع، عدم تمایل بایدن به تعهد به باز نگرداندن تحریم ها در بقیه دوران ریاست جمهوری اش، نشان میدهد که وی خواهان از هم پاشیدن برجام است نه به این دلیل که نمی تواند آن را احیا کند بلکه به این دلیل که نمی تواند پس از احیا، به توافق طولانی تر و محکمتری برسد.

هیچ طرح B متکی بر فشاری وجود ندارد که بتواند همگرایی فزاینده تهران و واشنگتن برای ناکار کردن برجام را چاره کند. به جای آن، یک طرح A قابل اتکاتر و پایدارتر لازم است که هم ناپایداری یک توافق در اثر خروج بدون مجازات واشنگتن را چاره کرده و هم احیای برجام را از مطالبات مشروع برای گسترش آن، تفکیک نماید.