ائتلاف جدید بایدن علیه ایران

حمله اخیر علیه کشتی اسرائیلی در دریای عمان بیانگر آن است که عاملیتی در این بین خواستار آن است تا ایران را به بستر نوعی تزاحم و تخاصم با نیروهای منطقه ای و فرامنطقه ای بکشاند و بدین ترتیب با کشاندن ایران به یک منازعه معنادار، زمینه پرور ایجاد برخوردهای سیاسی ـ امنیتی و سپس امنیتی ـ نظامی شود.
مهدی مطهرنیا

حمله اخیر علیه کشتی اسرائیلی در دریای عمان بیانگر آن است که عاملیتی در این بین خواستار آن است تا ایران را به بستر نوعی تزاحم و تخاصم با نیروهای منطقه ای و فرامنطقه ای بکشاند و بدین ترتیب با کشاندن ایران به یک منازعه معنادار، زمینه پرور ایجاد برخوردهای سیاسی ـ امنیتی و سپس امنیتی ـ نظامی شود.

با حمله به کشتی مرسر استریت اکنون انگشت اتهام به سمت ایران نشانه رفته است. اتهام زنی تعداد زیادی از کشورهای علیه ایران، چالش بسیار عظیمی را در برابر تهران به نمایش می گذارد. یکی از مفروضات به منظور چالش نامیدن ایران این است که چنین اقدامی توسط عاملیت دیگری انجام شده باشد. در صورت درست بودن این مفروض، زمینه هایی ایجاد خواهد شد و در پرتو آن این پرسش مهم مطرح می شود که این عاملیت به چه دلیل زمینه های انجام چنین اقدامی را فراهم کرده و دیگران را علیه جمهوری اسلامی ایران در مظان اتهام قرار داده است؟

سوالی که پاسخ آن تا حدود زیادی مشخص است؛ بدان معنا که اگر عاملیتی در این حادثه دست داشته باشد خواستار آن است تا ایران را به بستر نوعی تزاحم و تخاصم با نیروهای منطقه ای و فرامنطقه ای بکشاند و بدین ترتیب با کشاندن ایران به یک منازعه معنادار، زمینه پرور ایجاد برخوردهای سیاسی ـ امنیتی و سپس امنیتی ـ نظامی شود. چنین فضایی می تواند ائتلافی بین المللی را علیه ایران تشکیل دهد و بدین ترتیب دکترین “چالش ایران” به عنوان یک خطر برای نظم منطقه ای و نظام بین المللی عملیاتی شود. دکترینی که در سال ۲۰۱۸ توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت آمریکا مدنظر قرار گرفت اما با شکست او در انتخابات این دکترین تا حدود زیادی ابتر باقی ماند، اما در این بین عاملیتی می تواند زمینه ساز مجدد چنین معنایی باشد. آنچه که در این زمینه اهمیت دارد این است که کشورهای بزرگ بین المللی بر اساس داده های موجود و امکان راستی آزمایی ابعاد حادثه در حال و آینده انگشت اتهام را به سمت ایران نشانه گرفته اند و ایران نیز باید پاسخگوی آن باشد.

به هر تقدیر هر چه زمان می گذرد و ایران در مسیر دوری از برجام و ایجاد شروط متفاوت در بازگشت به این توافق پافشاری می کند، با روی کار آمدن دولت بایدن و پارادایم قدرت هوشمندتر آمریکایی با دکترین والد بالغ، می توانیم بگوییم همگرایی بیشتری بین کشورهای همسوی ایالات متحده از یک طرف و از طرف دیگر با اسرائیل و کشورهای منطقه ای رقیب با ایران در اوضاع منطقه ای شکل می گیرد؛ به گونه ای که امروز اسرائیل در خلیج فارس حضور دارد و بالطبع توانسته است دکترین محدود کردن همکاری های بین المللی با تهران و محاصره ای منطقه ایران را جامعه عمل بپوشاند. از همین رو این اسرائیل است که هم اکنون رویکردهای ضدایرانی در منطقه را مدیریت و آمریکا آن را رهبری می کند که نمونه های آن را می توان در حملات اخیر اسرائیل علیه مواضع ایران در سوریه دید. چنین مساله ای می تواند نشانه ای از شکل گیری ائتلافی علیه ایران در منطقه با رهبری آمریکا باشد.