لطفا وزارت نیرو را نابود نکنید

در دوره تصدی علی اکبر محرابیان در وزارت صنایع، واحدهای کارخانه فولاد در «خشک ترین دشت های کشور» احداث شد.
محمدرضا اسلامی

در دوره تصدی علی اکبر محرابیان در وزارت صنایع، واحدهای کارخانه فولاد در «خشک ترین دشت های کشور» احداث شد.

مثلا:فولاد شادگان (خوزستان)، فولاد نی ریز (فارس) در یکی از خشک ترین مناطق استان فارس، فولاد اردکان یزد، فولاد سبزوار و …

جانمایی و ایجاد ۷ طرح بزرگ فولادی ۸۰۰ هزار تُنی در مناطق فاقد زیر ساخت های تامین آب، «کارنامۀ» کسی است که امروز قرار است مدیریت کلان و حکمرانی_آب کشور را به عهده بگیرد.

 صنعت فولاد وابسته به آب است. آب در آن می‌چرخد و پمپ‌هایی با ظرفیت حدود ساعتی ۳۵ هزار مترمکعب، آب را پمپ می‌کند و بعد از گذران سیکلی (بخش عمدۀ) این آب تبخیر می‌شود. سوء مدیریت‌های علی اکبر محرابیان در حوزه آب و محیط زیست که منجر به خشکسالیِ برخی دشت ها و مناطقِ اطراف مجتمع‌های صنعتی فولاد در کشور شد، این صنعت را بیش از پیش با مشکل روبه‌رو کرد.

چطور کسی که واحدهایِ صنعتی فولاد (که صنایع «پُر آب بَر» محسوب می شود) را در مناطقِ خشک کشور احداث کرده، به صدر مصطبه وزارت نیرو می گماریم که مشکلاتآب کشور را حل کند؟

(میزان مصرف آب به ازای تولید هر تُن فولاد حدود ۲۸ متر مکعب است که از این مقدار کمتر از ۲ درصد بازیافت شده و بقیه دور ریز می شود)

 در میانۀ بی برقی ها و کم آبی های اخیر، مدیریتِ یکی از تخصصی ترین وزارتخانه های کشور قرار است که به فردی سپرده شود که کم ترین تخصص و تجربه را در این حوزه داراست.

 برق، قلب فناوری‌های مدرن است و ما امروز به دلیل مشکلاتِ تحریم/سرمایه گذاری با مشکلتامینبرق برای واحدهای صنعتی مواجه هستیم. همزمان با مشکل برق، مسئلۀ آب به عنوان یکی از کلیدی ترین مشکلات کشور، چیزی نیست که بتوان با تصمیمی سیاسی آن را به فردِ بدونِ تجربه علمی/اجرایی سپرد.

در میان ده ها مدیر کارآزموده در بدنه وزارت نیرو، و از میان صدها متخصصِ آشنا به صنعت برق و چالش های حکمرانی آب، انتصابِ فردی که «هیچ دانش فنی و سابقه اجرایی» در وزارت نیرو ندارد، به چه معناست؟

انتصاب علی اکبر محرابیان به مدیریت وزارت نیرو در شرایط کمبود برق و خشکسالی باعثِ وهن وزارت نیروست.

 تا کِی باید گمان کنیم که با انتصابِ «افراد سیاسی» می توانیم «مشکلاتِ فنی» را حل کنیم؟

 تا کی و تا چه زمانی باید گمان کنیم که مدیریتِ ارشدِ یک «وزارتخانه تخصصی» می تواند کاملا با مسائل آن وزارتخانه «بیگانه» باشد؟

چرا در مملکتی که بخاطر مشکل سرمایه گذاری خارجی با مشکلاتِ بی برقی مواجه شده، به دنبال «حلّ مساله» با یک «انتصاب سیاسی» هستیم؟

مگر یک انسان چه میزان «نبوغ» می تواند داشته باشد، که انتظار داشته باشیم پیچیده ترین مسائلِ صنعت آب و برق را دستانِ یک نابغۀ بی تجربه بسپاریم؟ و مگر با «فرضیه نبوغ» می توان دست به ریسک زد و زیربناهایِ آب و برقِ یک کشور را به دستانِ «بی تجربه» سپرد؟
و اساسا چه «شواهدی بر نبوغ» در محرابیان هست که امروز وزارت نیرو را اینگونه تحقیر می کنیم؟

بدنه وزارت نیرو، یکی از وزارتخانه های کشور است که برای ادارۀ آن باید از «منابع انسانی کارآزموده» بهره برد. در لیستِ ارایه شده از دولت سیزدهم به مجلس، افراد کارآزموده و توانمندی هم حضور دارند ولی آقایان نمایندگان مجلس! لطفا وزارت نیرو را نابود نکنیم.