نقش آنکارا و اسلام‌آباد در افغانستان برای تهران خطرناک است؟/طالبان به ایران شیعی نزدیک است یا به ترکیه اخوانی؟

یک کارشناس مسائل استراتژیک در پاسخ به اینکه آیا طالبان ریشه اخوانی دارد، به نقش کشورهای حامی این گروه از جمله امارات و ترکیه پرداخت و خطرات آن را برای ایران مورد بررسی قرار داد.

جعفر حق پناه در این رابطه گفت: این پیچیدگی صحنه بازی در افغانستان است. در مقدمه باید میگفتم که افغانستان همیشه در سده گذشته با مفهوم بازی بزرگ گره خورده است. زمانی بین روس ها و انگلیسی ها بود و بعد در دوران اشغال افغانستان بین امریکا و شوروی شد و یکی از عوامل مهم  فروپاشی شوروی همین تحولات افغانستان بود که کمک بسیار جدی کرد.
من فکر میکم اگر از نظر ژئوپلوتیک نگاه کنیم منطق بازی بزرگ در افغانستان خیلی مهم است. اگر به صحنه شطرنچ نگاه کنید یک سرباز می تواند به وزیر تبدیل شود و بازی بزرگ رخ می دهد و این را دردهه‌های گذشته در افغانستان دیدیم.این صفحه سیاست پیچیده یک ورق دیگر خورده و برای ناظر خارجی این عجیب می شود که چه طور شد در موضوع افغانستان، سخنگوی طالبان می گوید بیشتر از هرکشوری به ترکیه نیازمنیدم! ایا به معنای این است که گرایش های اخوانی وجوددارد؟

وی اضافه کرد: اول،در طالبان گرایش های متعددی وجود دارد که این هم اقتضای مواجه با تحولات پیچیده است که سعی می‌کنند درخارج از افغانستان کمتر کشوری از وضعیت ناراضی باشد. به همین دلیل پالس‌های مثبت به همه نشان دهند.دوم؛ کشورهای دیگر هم به همین شکل اوضاع را رصد می کنند. هیچکدام نمی خواهند که بدون تعامل با طالبان باشند هرکدام سعی می کنند تهدید را به فرصت تبدیل کنند.اینکه لزوما در حالت فعلی، طالبان تا چه اندازه ایدئولوژیک باشد این محل سوال نیست. طالبان فعلا گروهی یکدست نیست. انتظار می‌رود که این گروه وقتی به قدرت و تکثر برسند، به مرز اختلاف جدی خواهند رسید چون از مرحله سلبی به ایجابی رسیده‌اند به این معنا که از براندازنه به استقرار رسیدند و در موضع معکوس قرار گرفته اند و حالا باید حکمرانی کنند! به هرحال در افغانستان خیلی عجیب است که بازیگران داخلی ان همزمان با کنشگرانی که رقیب هستند تعامل برقرار کنند.

وی ادامه داد: گروه های افغانستانی اموختند که با همه تعامل کنند. به اصطلاح  پارتیزان ها به ” زندگی در شکاف “باور دارند.یعنی شما شانس بقای خودت را در فرصت هایی که از ناحیه رقابت دوتا دولت متخاصم خودت ایجاد می شود پیدا می کنید. مثلا در کردستان عراق این را دیدیم که گروه های کرد منافع وبقای خودشان را در بازیگری و تعامل همزمان با قدرت متخاصم تامین کردند.در دوره صدام حسین دولت های بغدادو تهران هم می  جنگیدند کردها ازین منازعه در آن ما همزمان با آنها سود میبردند.حالا در افغنستان مثلا برای امارات دیگر بحث اخوانی گری مطرح نیست، ابوظبی با آنکارا مشکل دارد اما در موضع افغانستان نفوذی دارد که باید استفاده کند و نمی تواند این نفوذ را نادیده بگیرد که این امر در تعامل  با لایه های اجتماعی و بخش های از طالبان و گروه های دیگرمحقق می شود. اینجا مساله اخوانی گری مطرح نیست. نه دولت ترکیه به این معنا اخوانی است و نه طالبان پیوندی با اخوان المسلمین دارد. این رفتارهابیشتر رئالیستی تا  ایدئولوژیک.

وی تاکید کرد: ترکیه سعی می کند خود را به عنوان یک الگوی موفق حکمرانی و قدرت در جهان اسلام و اهل سنت باز تعریف  کند. به این جهت سعی دارد قدرت نرم خودش را در افغانستان اشاعه دهد. کمااینکه در ۲۰ سال گذشته بسیار هم موفق بوده است. همین مدارس افغان- ترک را گویای وضعیت فعلی است.از طرف دیگر اگر طالبان بخواهد موازنه ای با ایران شیعه داشته باشد قطعا با ترکیه سنی همکاری خواهد کرد.

وی در پاسخ به اینکه این نفوذ و اشاعه و انتخاب طالبان برای همکاری با ترکیه چه خطری برای ایران دارد گفت:ترکیه متحد پاکستان است و این قدرت مضاعف به این دوبازیگر رقیب منطقه ای ایران می دهد. در این دو دهه گذشته اجلاس سه جانبه ترکیه، افغانستان و پاکستان فعال تر ازاجلاس ایران پاکستان و افغانستان بوده است، در حالی که ترکیه مجاورت مرزی هم ندارد.این در راستای رویکرد پاکستان هم است اینطور ببینیم که پاکستان سعی می کند که طالبان را به سمت ترکیه سوق دهد و از مزیت های ان استفاده کند و بسیار هم می تواند متنوع باشد از لحاظ بازسازی افغانستان و کمک های توسعه ای و … به هرحال اگر کشوری دارای  گرایش های غربی ،موئتلف با آمریکا  و درعین حال  هم مسلمان و دارای انگیزه و توان سرمایه گذاری در  افغانستان  باشد ان کشور ترکیه است. زاویه های بین پاکستان و عربستان به وجود امده و در عین حال ترکیه به لحاظ سیاسی، اقتصادی و امنیتی به دنبال اهداف جاه طلبانه بیشتری در منطقه است. در مقابل عربستان درگیری‌ها و مشغله هایی دارد و در عین حال از طالبان نارضایتی و دلخوری هم دارد. این دلخوری به دلیل این است که طالبان با قطر که رقیب سعودی است برای مذاکرات صلح بسته بود. با اینحال لایه های از طالبان با عربستان هم کار می کند از ظرفیت های ان هم استفاده خواهد کرد.

وی در پایان گفت:پاکستانی ها استاد بازی فیک هستند. یعنی به گونه ای که همه را سر کار می گذارند. همزمان با القاعده و طالبان کار میکردند و همزمان با امریکا علیه اونها می بستند. که این مدل سیاست از سنت انگلیسی اقتباس گرفته شده است.نقش انها در افغانستان بسیار منفی است و تقابل آنها با ایران و افغانستان بسیار جدی‌تر.خیلی دشوار می شود به انها اعتماد کرد. درتمام این سال ها آنها حمایت خودشان را از طالبان، بن لادن و القاعده مخفی کردند.